نویسنده : july-201
تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392
نظرات 0

مهم نیس کف پایت را شسته باشی یانه

 

حتی مهم نیست ک کف پایت نرم باشد یا زبر

 

مهم این است ک وقتی پایت را توی زندگی کسی میگذاری

 

واز زندگیش عبور میکنی

 

وقتی ک مهلتت تمام شد و فقط ردپایت ماند

 

آن قدر آن ردپا خواستنی باشد که به کسی اجازه ندهی پایاش را روی رد پایت بگذارد

 

 

***************************

 

بدین وسیله من از بزرگسالی استعفا میدهم و مسولیت های یک کودک 8ساله را قبول میکنم

 

میخواهم به یک ساندویچی بروم و فک کنم به رستوران 5ستاره رفته ام.

 

میخواهم فک کنم شکلات بهتر از پول است چون میتوانم ان را بخورم

 

میخواهم زیر یک درخت بلوط بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم

 

میخواهم درون یک چاله اب بازی کنم و بادبادک های خود را در هوا ب پرواز در اورم.

 

میخواهم ب گذشته برگردم وقتی همه چیز ساده بود،وقتی داشتم رنگ هارا و جدول ضرب را و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم.

 

وقتی ک نمیدانستم چه چیزهایی نمیدانم و هیچ اهمیتی نمیدادم.

 

میخواهم فک کنم ک دنیا چقدر زیباست و همه خوب و راستگو هستند.

 

میخواهم ایمان داشته باشم که هر چیزی ممکن است و میخواهم ک از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم.

 

میخواهم دوباره ب همان زندگی ساده ی خود برگردم.میخواهم ب نیروی لبخند ایمان داشته باشم.

 

ب یک کلمه محبت امیز،به عدالت،به صلح ؛ به فرشتگان ،به باران، و ب...........

 

این دسته چک من  ، کلید ماشین ،کارت اعتباری ،مال شما...........

 

من رسما از بزرگسالی استعفا میدهم

 

 

********************************

 

چیزاهای کوچیک مثل:

 

 راننده تاکسی که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند میگوید:روز خوبی داشته باشید

 

آدمهایی ک حواسشان به بچه های خسته ی داخل مترو  هست و به اونا جا میدن و گاهی بغلشون میکنن.

 

دوستایی ک بدون مناسبت کادو میخرن مثلا میگن : این شال پشت ویترین انگار مال تو بود یا گاهی دفتر یادداشتی و.........

 

آدمهایی ک از سر 4راه گل نرگس میخرنو با گل به خونه میرن.

 

آدمهایی ک اگه تو ی کلاس تازه وارد بشی زود صندلی کنارشونو با لبخند تعارف میکنن ک غریبگی نکنی.

 

آدمهایی ک خنده رو از دنیا دریغ نمیکنن،توی پیاده روی بستنی چوبی میخورند و روی جدول لی لی میکنن

 

آدمایی  درست مثل بچه های 201.اگرچه دوریم ولی ب یاد همیم.اگر چه هرکدوممون در گیر گرفتاری هامون هستیم اما ی روز تو اسمال مشتی و  من و تو جمع میشیم تا همدیگرو ببینیم.

  اگر چه فکرمون مشغوله اما تولدا یادمون نمیره.                   درود بر 201

 


تعداد بازدید از این مطلب: 693
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


سلوووووووووووووووووووووووووم.به وبلاگ 201یا خوش اومدییییییییییید.نظریادتون نره. یادش بخیر این عکس واسه تموم شدن سال سوم بود.جای ترانه ی عزیزم تو کلاس حسابی خالی بود.همتونو دوس دارررررررررررم.


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران